هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی
هال بم حلاوت «احلی من العسل» دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است
خدا درون قالب ششگوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانۀ خونکه
روسیاهی ما نیز راه حل دارد️
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی
هال بم حلاوت «احلی من العسل» دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است
خدا درون قالب ششگوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانۀ خونکه
روسیاهی ما نیز راه حل دارد️
4.3
𝖍𝖓𝖔𝖟 𝖘𝖍𝖔𝖌𝖍 𝖙𝖔𝖔 𝖇𝖆𝖗𝖆𝖓𝖎 𝖆𝖟 𝖌𝖍𝖟𝖑 𝖉𝖆𝖗𝖉𝖓𝖘𝖎𝖒 𝖞𝖐 𝖘𝖇𝖉 𝖆𝖆𝖞𝖎𝖓𝖊𝖍 𝖉𝖗 𝖇𝖌𝖍𝖑 𝖉𝖆𝖗𝖉𝖐𝖍𝖔𝖘𝖍𝖆 𝖇𝖊𝖍 𝖍𝖆𝖑 𝖐𝖍𝖞𝖆𝖑𝖎 𝖐𝖊𝖍 𝖉𝖗 𝖍𝖗𝖒 𝖒𝖆𝖓𝖉𝖍𝖔𝖔 𝖍𝖗 𝖈𝖍𝖊𝖍 𝖐𝖍𝖆𝖙𝖗𝖊𝖍 𝖉𝖆𝖗𝖉 𝖆𝖟 𝖆𝖆𝖓 𝖒𝖍𝖑 𝖉𝖆𝖗𝖉𝖇𝖊𝖍 𝖞𝖆𝖉 𝖈𝖍𝖆𝖞𝖎 𝖘𝖍𝖎𝖗𝖎𝖓 𝖐𝖗𝖇𝖑𝖆𝖞𝖎 𝖍𝖆𝖑 𝖇𝖒 𝖍𝖑𝖆𝖔𝖙 «𝖆𝖍𝖑𝖎 𝖒𝖓 𝖆𝖑'𝖘𝖑» 𝖉𝖆𝖗𝖉𝖈𝖍𝖊𝖍 𝖘𝖆𝖐𝖍𝖙𝖆𝖗 𝖌𝖍𝖘𝖍𝖓𝖌𝖎 𝖘𝖍𝖐𝖘𝖙𝖊
حافظه چشایی و بویایی تنها حسی است که پیش از رسیدن ...