حسرت دخترانگی؛ چرا ما دخترها زندگی دخترانه نداشتیم؟:
در روانشناسی اجتماعی به این پدیده «بزرگسالی اجباری» میگویند؛ جایی که از حدود ۵ تا ۷ سالگی، مسئولیتهای هیجانی و مراقبتی فراتر از سن به دختران واگذار میشود. نتیجهاش در بزرگسالی اغلب نوعی سوگ مبهم برای دخترانگی از دست رفته است. پژوهشها نشان میدهد این حس معمولاً جمعی است، نه فردی؛ گویی یک نسل از دختران همزمان فقدانی مشترک را تجربه میکنند.
راهکار:
شاید دخترانه زندگی نکردیم چون خیلی زود نقش مراقب و آدمِ منطقی را به ما دادند؛ حالا آن دخترِ بازیگوشِ درون، هنوز منتظر یک بستنی، یک خندهٔ بلند و یک اجازه برای رها شدن است.