از تکلیف مدرسه تا بلاتکلیفی زندگی:
بر اساس نظریه «فلج تحلیلی» در روانشناسی، وقتی تعداد گزینهها از سه تا بیشتر میشود، مغز ما دچار تعلل و نارضایتی میشود. در کودکی فقط یک تکلیف داریم (انجامش بده یا نه)، اما بزرگسالی هزاران انتخاب همزمان. این دقیقاً همان بلاتکلیفیست که اشاره میکنید. پس آیا «تکلیف» واقعاً عذاب بود یا در واقع ساختاری برای رهایی از سردرگمی؟
راهکار:
این بیت رو میشه از زاویهی «پارادوکس انتخاب» هم دید: هرچه گزینههای زندگی بیشتر، اضطراب تصمیمگیری بیشتر. شاید آرامش در محدودیتهای آگاهانهست نه در حذف همهی تکالیف.