چرا آدمها از آهنگ و خیابان متنفرت میکنند؟:
در روانشناسی به این «نفرت شرطی» میگویند؛ همان مکانیزمی که پاولف نشان داد، فقط اینجا یک محرک خنثی مثل آهنگ، به دلیل تکرار با تجربهی تلخ، به نشانهی خطر تبدیل میشود. مغز برای بقا، خیابان و حتی بدن خودت را به خاطره میچسباند تا از زخم بعدی دورت کند. پس نفرت تو از آن چیزها نیست؛ از پیشبینی تکرارِ درد است. اگر همان آهنگ را در یک روز امن و جدید بشنوی، باز هم همان حس میآید؟
راهکار:
این نفرت در واقع به آن چیزها نیست؛ به خاطرهای است که به آنها چسبیده. اگر یک روز همان آهنگ را در فضایی امن و با آدمی تازه بشنوی، مغزت فرصت میگیرد خاطرهی جدیدی روی آن بنویسد.