بیشتر از سنش درد کشیده؛ زخمهایی که بلوغ بیموقع میسازند:
تحقیقات علوم اعصاب میگوید این «فهمیدنِ بیشتر» میتواند اثر استرس مزمن روی مغز باشد؛ کودکی که مدام در حالت بقا بوده، آمیگدالش بزرگتر و قشر پیشپیشانیاش زودتر از موعد بالغ میشود. نتیجه: هوشیاریِ همیشگی و مراقبت از دیگران، اما در ازای از دست رفتنِ بازی و امنیت. اسم علمیاش «بزرگسالی زودهنگام» است؛ یعنی مغز بهجای شکوفایی، زودهنگام زخم خورده. سؤال این است: آیا این درکِ عمیق، هدیه بوده یا وسیلهی بقا؟
راهکار:
این جمله را برعکس بخوان: هر کس از سنش بیشتر فهمیده، حتماً جایی از سنش کمتر زندگی کرده. عمق نگاه، همیشه بهای بیتوجهی به کودکی بوده.