سخن نادانان و دانایان؛ با کی ناشنوا و با کی شنوا باشیم؟:
این توصیه با یک خطای شناختی مهم هماهنگ است: اثر دانینگ-کروگر. مغز کسی که از موضوعی چیزی نمیداند، توانایی ارزیابی نادانی خودش را هم ندارد؛ به همین دلیل نادانان معمولاً قاطعترین و پرصداتریناند. در مقابل، دانایان واقعی به دلیل آگاهی از پیچیدگی موضوع، پر از تردید و احتیاطاند. پس «ناشنوا بودن» یک استعاره نیست؛ نوعی فیلتر اطلاعاتی برای جلوگیری از آلودگی تصمیمهای ماست. چطور میشود صداقت یک دانا را از سردرگمی یک نادان تشخیص داد؟
راهکار:
این جمله را میتوان بهعنوان یک معیار صرفهجویی شناختی نگاه کرد: ذهن ما منابع محدودی دارد و هر گفتگویی شایستهی پردازش نیست. نکتهی ظریف اینجاست که گاهی همان کسی که «نادان» مینامیمش در حوزهای دیگر داناست؛ پس بهجای برچسب دائمی، بهتر است بپرسیم: این حرف از جایگاه آگاهی گفته میشود یا از جایگاه قطعیتِ بیپشتوانه؟