زندگی برگشت و گفت: نوبت منه!:
در روانشناسی شناختی، «سوگیری پسنگری» باعث میشود فکر کنیم اتفاقات گذشته قابل پیشبینی بودند. اما نکتهی جذاب اینجاست: وقتی زندگی «برمیگردد»، انگار دارد همان خطای ذهنی را به تمسخر میگیرد. ما فکر میکنیم کنترل داریم، اما زندگی یادآوری میکند که او هم نقشهای دارد. آیا این طنز تلخ، تصویر دقیقتری از رابطهی ما با سرنوشت نیست؟
راهکار:
زندگی را موجودی با ارادهی مستقل تصور کنید؛ شاید این نگاه طنزآمیز به شما کمک کند ناملایمات را با شوخطبعی بیشتری بپذیرید. مثلاً دفعهی بعد که همه چیز بر وفق مراد نیست، به خودتان بگویید: «آهان، نوبت زندگیست!»