دست دل نیست؛ اگر برگردد دوباره دوستش داریم:
از دید علوم اعصاب، عشق رمانتیک همان سیستم پاداش مغز را فعال میکند که مواد مخدر فعال میکنند؛ به همین دلیل «برگشتش را پذیرفتن» دقیقاً شبیه دوز دوبارهٔ یک داروی اعتیادآور است. حتی پژوهشها نشان دادهاند طرد عاطفی در اسکن مغز، همان نواحی درد فیزیکی را روشن میکند. سؤال این است: اگر بدانید قلبتان معتاد است، باز هم به آن اعتماد میکنید؟
راهکار:
نگاه تازه: این متن در واقع از «قلب» حرف نمیزند؛ از «خانهای» میگوید که یک بار ویران شده و هنوز صاحبش را صدا میزند. اگر قرار است روایت ادامه پیدا کند، آن را از صدای دوم بنویس: «من برگشتم تا زخم را تیمار کنم، نه اینکه دوباره زخمی شوم.» این چرخش، متن را از یک اعتراف به یک تصمیم تبدیل میکند.