بریدن از دیگران برای عشق و رفتن طرف مقابل:
در علوم شناختی به این «تله هزینه غیرقابل بازگشت» میگویند؛ مغز رابطه را بر اساس «پاداش آینده» پردازش میکند، نه «بهای گذشته». هرچه بیشتر بهخاطر کسی از جمعها بریده باشی، آن رابطه در ذهن او به طلبکاری شبیه میشود و طلبکار همیشه فراری است. شاید فداکاری نهتنها عشق را زنده نگه نمیدارد، بلکه سهمِ ترس و انتظار را در رابطه بیشتر میکند. آیا تا به حال دیدهای کسی که یکطرفه هزینه داده، همان کسی باشد که بیشتر از رفتن میترسد؟
راهکار:
در این متن، فداکاری با ماندن گره خورده و همین رنج را تیزتر کرده است. میشود روایت را از «بهای عشق» به «انتخاب آزادانه» ببریم: ماندنِ واقعی آن نیست که از سرِ گذشت باشد، بلکه تصمیمِ هر روزِ آدمهاست. اگر بخواهی این حس را بازنویسی کنی، میتوانی بنویسی: «از دیگران بریدم تا عشق را محک بزنم؛ رفتنت جوابِ محک من بود.»