شعر مذهبی بر فرش حرم: ما گرد و غباریم:
در عرفان، «غبار» رمز فنا و نیستی است؛ اما در کیهانشناسی، همین غبارِ ستارهای است که کربن، آهن و اکسیژن بدن ما را ساخته است. بدون غبار، نه سیارهای بود و نه عابری. حرم جایی است که غبار اجازه دارد بماند و هویت بگیرد. پس آیا نیستی، پیشنیاز بودن است؟
راهکار:
این تصویر، فروتنی را به تصویر میکشد: غبار اگر تکان بخورد، ناپدید میشود؛ اما همان غبار است که فرش حرم را ماندگار میکند. میتوان این را به رابطه انسان با امر مقدس گره زد: حضور ما در برابر آن، نه با بلندی، که با همان خاکساری معنا پیدا میکند.