بوکسوری که برای عشق خونآشامش میبازد:
خفاشهای خونآشام در بزاق خود مادهای به نام «دراکولین» دارند که از لخته شدن خون جلوگیری میکند و زخم را بیحس میکند؛ به همین دلیل قربانی معمولاً متوجه مکیده شدن خونش نمیشود. در افسانهها، خونآشام با خونِ سرشار از آدرنالین بیشتر «مست» میشود؛ یعنی خون یک بوکسور بعد از مبارزه، مثل یک نوشیدنی انرژیزای اسطورهای است. این یعنی هر باخت عمدی، در واقع مراسمی برای قویتر کردن معشوق است.
راهکار:
این ایده را میتوانی به یک داستان کوتاه گوتیک گسترش دهی: از زاویه دید خونآشام بنویس که هر شب بعد از باخت، زخمهای بوکسور را نه با زبان که با وسواس تمیز میکند و در عین حال از بوی آدرنالین خون او مست میشود. تنش را روی لحظهای بگذار که بوکسور یک مسابقه مهم را ناخواسته میبرد و خونش دیگر «طعم شکست» را ندارد.