شعری از اخوان ثالث: زنجیر جور و دیوانگی عشق:
آیا میدانستید که مغز انسان در جدایی عاطفی (heartbreak) همان نواحی مرتبط با درد فیزیکی را فعال میکند؟ یعنی «دلم در دوریات خون شد» فقط یک استعاره نیست – از نظر نوروساینس، فراق واقعاً میسوزاند. این مکانیسم احتمالاً برای بقای گروهی در اجداد ما شکل گرفته: پیوند عاطفی عمیق، جدایی را شبیه آسیب فیزیکی میکند تا از تنهایی و خطر محافظت کند. حالا این سؤال پیش میآید: آیا «دیوانه»ای که عاقل شود دیگر برنمیگردد، پس تکامل چرا این همه درد را در عشق نهادینه کرده است؟
راهکار:
این شعر تصویری از پارادوکس عشق است: دیوانگیای که عقل را پس میزند. اگر بخواهیم بهجای اندوه، به قدرت این دلبستگی نگاه کنیم، میتوان دید که «زنجیر جور» نماد وابستگی ناخواستهای است که گاهی خود ما بهدست میبافیم. شاید رهایی در شناخت این وابستگی باشد نه در گسستن.