وفاداری دیگر یک کلمه نیست؛ یک اثر باستانی است:
در روانشناسی تکاملی، وفاداری با ترشح اکسیتوسین یک استراتژی بقا بود. اما امروز جوامع با تحرک بالا و گزینههای بیشمار، وفاداری را به «هزینهٔ فرصت» تبدیل کردهاند: مغز هیجانی هنوز وفاداری میخواهد، ولی مغز منطقی میگوید شاید جای بهتری هست، درست مثل باستانشناسی که هر لایه را برای گنج بعدی رها میکند. آیا وفاداری فقط یک نوستالژی زیستی است؟
راهکار:
وفاداری نایاب شده، اما همین نایابی ارزشش را چند برابر میکند؛ درست مثل آثار باستانی که هرچه کمیابتر، گرانبهاتر. شاید حالا وفاداری یک کالای کلکسیونی باشد.