تنهایی؛ بودن با کسی که نیست:
پژوهشها نشان میدهند تنهایی بیش از نبودِ افراد، به کیفیت اتصال مربوط است؛ در تصویربرداری مغزی، طرد اجتماعی همان نواحی درد جسمی را فعال میکند. جان کاسیوپو میگوید مغز درد اجتماعی را مثل درد فیزیکی پردازش میکند. پس بودن با کسی که نیست، تنهایی را دو برابر میکند: هم غیبت، هم حضورِ یادآورِ غیبت. کدام سکوت را بیشتر حس میکنی؟
راهکار:
تنهایی وقتی تشدید میشود که حضور جسمی با غیبت عاطفی همراه شود؛ ذهن آن غیبت را مثل اتاق خالی در خانهای پر از وسیله تجربه میکند. به جای جستجوی دلیلِ نبودن، میتوان پرسید کدام بخش از من در این سکوت بیدار شده و چه چیزی را طلب میکند. این پرسش، تنهایی را از یک جای خالی به نشانهای از نیاز پنهان تبدیل میکند.