وقتی آرزوها در دل به بنبست میرسند:
از منظر عصبشناسی، هر آرزوی بلاتکلیف در مغز مثل یک مدار باز میماند. اثر 'زیگارنیک' ثابت کرده ذهن ناخودآگاه ۹۰٪ بیشتر بر ناتمامها و آرزوهای قفلشده تمرکز میکند تا آنها را حل کند. این یعنی آن تاریکی که حس میکنی، درواقع نورافکنی خاموشنشدنی روی یک خواستهٔ تهنشین است. اصلاً بنبست شاید صرفاً نامی باشد که ما بر توقفهای اجباری میگذاریم، درحالیکه مغز در همان نقطه مشغول بازسازی مسیر است.
راهکار:
بنبست آرزوها لزوماً به معنای پایان نیست. در روانشناسی شناختی، ذهن انسان پس از برخورد با مانع، وارد فاز خلاقانهای میشود که 'حل مسئله' نام دارد. انرژی سرکوبشدهٔ یک آرزو، اگر تغییر مسیر دهد، میتواند شاخههای جدیدی برویاند. آن بنبست، گاهی چیزی جز پیچیدن یک ساقه به سمت نور نیست.