بنی آدم اعضای یکدیگرند؛ جای تو کجای من است؟:
این جمله از گلستان سعدی است؛ جالب اینکه این بیت روی سردر دفتر سازمان ملل متحد در نیویورک نقش بسته، اما کمتر کسی میداند در ادامه، سعدی استعارهای از بدن واحد دارد: چون عضوی به درد آورد، دیگر عضوها بیقرار میشوند. از نظر عصبشناسی، نورونهای آینهای دقیقاً همین حس «عضو یکدیگر بودن» را در مغز ما شبیهسازی میکنند؛ درد دیگری را بیآنکه تجربه کنیم، در مغزمان بازتاب میدهیم. حالا سوال اینجاست: اگر همه یکیایم، چرا گاهی پیدا کردن «جای یک نفر در خودمان» اینقدر گیجکننده میشود؟
راهکار:
این بیت در اصل دعوتی به همدلی است؛ اما تو با چرخاندن آن به سمت یک رابطه شخصی، از مفهوم جمعی به یک نیاز فردی پل زدهای. از این زاویه، «کجای منی» را میتوان اینطور بازخوانی کرد: شاید آنکه در تو جای دارد، همان بخشی از توست که با دیگری همصدا میشود.