هر چیز در زمان خودش زیباست و بعد از آن پوچ میشود:
بر اساس قانون اوج-پایان در روانشناسی، مغز ما خاطرات را نه بر اساس کل تجربه، که فقط با نقطه اوج و پایانش ارزیابی میکند. وقتی چیزی از اوج میگذرد، مغز خودش حس بیمعنایی میسازد تا بتوانی رهایش کنی. این یک خطای شناختی بقاست، اما نکته جالب اینکه با بازنویسی روایت ذهنی میتوانی دوباره همان حس اولیه را زنده کنی. آیا تا به حال با یادآوری یک خاطره قدیمی، همان حس دقیق برگشته؟
راهکار:
شاید این قانون ذهن برای محافظت از ماست: اگر احساسها تاریخ انقضا نداشتند، زیر بار عاطفی گذشته خرد میشدیم. پوچ شدن یعنی سیستم ایمنی روانیات کارش را درست انجام داده، نه اینکه عشق یا زیبایی واقعی نبوده.