کسی به فکر من نیست؛ انتظار را بس کن!:
مغز طرد اجتماعی را مثل آسیب جسمی پردازش میکند؛ در اسکنهای fMRI، طردشدگی همان نواحی درد فیزیکی (قشر سینگولیت قدامی و اینسولا) را فعال میکند. پژوهشها نشان داده تنهایی مزمن با افزایش کورتیزول و التهاب، طول عمر را به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز کوتاه میکند. از نظر تکاملی، این حس یک زنگ خطر زیستی است، نه ضعف؛ دقیقاً مثل گرسنگی که بدن را به اقدام وامیدارد. آیا میشود این زنگ خطر را بدون وابستگی به دیگران خاموش کرد؟
راهکار:
این سؤال، نه یک واقعیت که یک خستگی را فریاد میزند: انتظار، قرارداد یکطرفهای است که طرف مقابل حتی امضایش نکرده. برگردانِ تیز این حس میتواند این باشد: «اگر کسی قرار نبود بیاید، من الآن چقدر از خودم را در مسیر انتظار هدر دادهام؟»