دروغهایی که برای بخشیدن عزیزان به خود میگوییم:
در روانشناسی به این پدیده «ناهماهنگی شناختی» میگویند: وقتی عشق و خیانت همزمان وجود دارند، مغز مجبور میشود با تغییر باورها (مثلاً «او واقعاً پشیمان است») تنش را کاهش دهد. جالب اینجاست که این فرایند در اسکنهای fMRI فعالیت قشر پیشپیشانی را نشان میدهد – همان جایی که تصمیمگیری اخلاقی میشود. پس این 'دروغ' شاید یک سپر روانی برای حفظ دلبستگی باشد. آیا جامعه ما این مکانیسم را ضعف میداند یا هوش عاطفی؟
راهکار:
شاید این 'دروغها' نشانهٔ مکانیزم بقای رابطه باشد: ذهن ما بهطور ناخودآگاه خاطرات دردناک را کمرنگ میکند تا تعادل عاطفی حفظ شود. آیا واقعاً دروغ است یا یک استراتژی تکاملی؟