کاش باقی عمرم را به تو بدهم؛ عشقی بیشتر از زندگی:
در نظریه «خودگستری» آرون و آرون، عشق رمانتیک باعث میشود مغز، معشوق را جزئی از «خود» ثبت کند؛ همان مدارهایی که برای بقای خودت فعال میشوند، حالا با حضور او هم روشن میشوند. پس وقتی میگویی «عمرم را به تو میدهم»، از دید علوم اعصاب، فقط یک استعارهٔ شاعرانه نیست؛ سیستم پاداش مغزت، زندگی او را با بقای خودت یکی کرده است. آیا این یعنی عشق واقعاً مرز بین خود و دیگری را جابهجا میکند؟
راهکار:
این حس را میتوان از زاویهای دیگر هم دید: «زندگی را دوست دارم، چون با تو منِ دیگری شدهام.» در این نگاه، عاشق بودن نه انکار زندگی، که دلیلِ دوستداشتنِ آن است.