چرا من مایکل آنجلو بودم؛ فلسفه بیخیالی و متفاوت بودن:
در روانشناسی، «واکنش وارونه» میگوید کسی که بیش از حد «بیخیال» است، اغلب اضطراب پنهان دارد؛ اما نکته اینجاست: میکلآنجلِ تاریخی، آن مجسمهساز، آدمی منزوی، بداخلاق و وسواسی بود چنانکه به او «تربیلیتا» (وحشتانگیز) میگفتند. پس انتخابِ میکلآنجلِ لاکپشت، انتخابِ رهایی از قضاوت است، نه سادگی. این بیخیالی، یک فلسفه است: آزادیِ واقعی از توقعات دیگران. سوال: آیا بیخیالیِ حقیقی به خودآگاهیِ مداوم نیاز ندارد؟
راهکار:
میتوانی این حس را از نو قاب کنی: بیخیالیِ واقعی نه «نخواستن»، بلکه «خواستنِ چیزِ خودت» است. همانطور که مایکل آنجلو در میان لاکپشتها تنها «خنک» نبود، نمادِ خلاقیت و آزادی بود. این طرز فکر را به یک شعار شخصی تبدیل کن: «آزادی یعنی انتخابِ خودِ واقعی، نه تقلید از محبوبترین.»