پارادوکس بودن و نبودن در رابطه:
مطالعات روانشناسی نشون میده که «سازگاری لذتجویانه» باعث میشه بعد از مدتی حضور هر چیز خوبی عادی بشه و از ارزشش کم بشه. اما نبودن یک محرک قوی برای ایجاد «تضاد لذت» و افزایش قدردانیه. این همون مکانیسمیه که باعث میشه دوری گاهی بهتر از نزدیکی باشه. سوال: آیا این قانون در مورد همه روابط صدق میکنه؟
راهکار:
این جمله رو میشه به «هنر لذت بردن از حضور دیگران بدون نیاز به اونها» تعبیر کرد. یعنی رابطهای که وابستگی نداره و هر دو طرف آزادانه انتخاب میکنن. چه طور میشه این تعادل رو تو زندگی حفظ کرد؟