قول عاشقانه؛ مواظب خودت باش اگر رفتم:
برزخ در اصل عربی به معنای حائل و حد فاصل است؛ در قرآن (الرحمن:۲۰) میان دو دریا حدی است که به هم تجاوز نمیکنند، بعدها به عالم میان مرگ و قیامت اطلاق شد. اینجا صورت معشوق نه به جهنم و نه بهشت، بلکه به برزخ مانند شده؛ نه کامل حاضر، نه کامل غایب. پارادوکس عشق همین است: حضور در غیاب. کدام سمت این برزخ به بهشت نزدیکتر است؟
راهکار:
این متن «برزخ» را از یک مکان پس از مرگ به یک حالت عاطفی تبدیل میکند: جایی که عاشق رفته، اما تصویرش نه محو شده و نه کامل حاضر است. اگر بخواهیم همین را به تصویر امروزی ببریم، میتوانی ادامهاش را از زبان «صورت» بنویسی؛ نه از زبان رفته. آن صورت از اینسو چه میبیند؟ این چرخش زاویه، شعر را از التماس به مکالمه تبدیل میکند.