از دست دادن ذوق زندگی و احساس نشناختن خود:
در روانپزشکی به کاهش توان لذت بردن «آنهدونیا» میگویند. دوپامین فقط هورمون لذت نیست؛ سیستم انگیزش و پیشبینی پاداش را هم مدیریت میکند. برای همین است که در این حالت، آدم نه تنها خوشحال نمیشود، بلکه حتی انگیزه انجام همان کارها را هم از دست میدهد. مغز در برابر درد هیجانی مزمن گاهی کلید برق احساسات را میزند؛ نتیجه خاموشی کامل نیست، یک بیحسی عجیب است. آدم نه غمگین است نه خوشحال؛ فقط خالی است.
راهکار:
این متن توصیف دقیقی از پدیدهای به نام «آنهدونیا»ست: کاهش یا ناتوانی در لذت بردن از چیزهایی که قبلاً لذتبخش بودند. نکته جالب این است که مغز گاهی برای محافظت از خود در برابر هیجانهای دردناک، احساسات را کمرنگ میکند؛ پس این بیحوصلگی همیشه تنبلی یا سردی عاطفی نیست، بلکه میتواند یک واکنش محافظتی باشد.