آمدی مهرت به دل افتاد و جانانم شدی
نه فقط معشوقه و جانانِ من، جانم شدی
عاشقی در فکر من شاخه گلی پژمرده بود
زندگی آوردی و با عشق ، گلدانم شدی
در زمستانی پر از سرمای تنهایی و درد
دست سردم را گرفتی و بهارانم شدی
چشم های روشنت تابید بر شب های من
نور عشق آوردی و خورشید تابانم شدی
زندگی جز غصه و تنهایی و ماتم که نیست
فرضم این بود ، آمدی و خط بطلانم شدی
قلب من اکلیلی و پر ذوق و غرق نور شد
تا که فهمیدم تو هم قدری پریشانم شدی️
نه فقط معشوقه و جانانِ من، جانم شدی
عاشقی در فکر من شاخه گلی پژمرده بود
زندگی آوردی و با عشق ، گلدانم شدی
در زمستانی پر از سرمای تنهایی و درد
دست سردم را گرفتی و بهارانم شدی
چشم های روشنت تابید بر شب های من
نور عشق آوردی و خورشید تابانم شدی
زندگی جز غصه و تنهایی و ماتم که نیست
فرضم این بود ، آمدی و خط بطلانم شدی
قلب من اکلیلی و پر ذوق و غرق نور شد
تا که فهمیدم تو هم قدری پریشانم شدی️
2.3
عاشقانه بهار تغییر زندگی با عشق آمدن معشوق بهار در زمستان پایان تنهایی با عشق ...