جواب باحال به بهانه اشتباه کردن: نه پیغمبری نه خدا:
در روانشناسی شناختی به این پدیده «سوگیری تقارن اخلاقی» میگویند: ما خطاهای خود را ناشی از شرایط و خطاهای دیگران را ناشی از شخصیتشان میدانیم. جالبتر این که در تحقیقات، وقتی کسی از «بخشش» حرف میزند، ناخودآگاه خود را در جایگاه بالاتری میبیند. تو با یک جواب ساده، این عدم تقارن را به چالش کشیدی. سؤال: چقدر در زندگی روزمره حاضریم بدونِ واسطهی «پیغمبری» یا «خدایی»، صرفاً مسئول خطاهای خود باشیم؟
راهکار:
این دیالوگ یک میانمایگی روانشناختی را لو میدهد: «سوگیری خودخدمتدهی» یعنی آدمها خطاهای خود را طبیعی و خطاهای دیگران را نیازمند بخشش میدانند. نکته جالب: اگر طرف مقابل بگوید «من پیغمبر نیستم»، عملاً دارد مسئولیتپذیری را به دیگری واگذار میکند. پاسخ هوشمندانهات این توهم را برملا میکند: بخشش هم کار خداست، نه تو! پیشنهاد میکنم دفعه بعد بگویی: «پس اشتباهاتت را خودت جبران کن، نه این که از من توقع بخشش داشته باشی.»