بهانههای رفتن را باور نکن؛ خورشید جای دیگری میتابد:
در نجوم، خورشید هرگز غروب نمیکند؛ این افق است که از دید ناظر بالا میآید و زمین با سرعت ۱۶۰۰ کیلومتر بر ساعت میچرخد. پس «غروب» نامی برای محدودیت دید ماست، نه پایان نور. در روانشناسی جدایی هم همینطور: رفتن دیگری اغلب تغییر مدار رابطه است، نه اثبات خاموشی تو. آیا بهانهها هم فقط افق دید طرف مقابل را نشان میدهند؟
راهکار:
غروب، پایان خورشید نیست؛ تغییر زاویهی نگاه ماست. کسی که میرود، نور را با خود نمیبرد، فقط مدار تابیدنش عوض میشود. اگر بهانهای میشنوی، آن بهانه دروازهی حقیقت پنهان است: شاید او جای دیگری میتابد، اما تو هم میتوانی آسمان خودت را روشن نگه داری.