نهایت آرزوی من تویی؛ شعری که عشق را تا مرگ میکشاند:
در روانشناسی، «آرزوهای محققنشده» دقیقاً مثل کارهای نیمهتمام، اثر زیگارنیک ایجاد میکنند: مغز آنها را با برجستگی بیشتری به یاد میآورد و تا آخر عمر در پسزمینه ذهن فعال نگه میدارد. به همین دلیل است که حسرت عشق گاهی از خود عشق ماندگارتر میشود. در ادبیات فارسی هم «گور» فقط مرگ نیست؛ استعاره از انکار و نگفتن است. شمس تبریزی میگفت هر آرزویی که به زبان نیاید، خیالِ ناتمامی است که در تن آدمی دفن میشود. اگر این آرزو همین حالا باید یک جمله میشد، چه میگفتید؟
راهکار:
این بیت در واقع جدال بین میل و فناپذیری است؛ آرزویی که اگر محقق نشود، بخشی از وجودت را با خودش دفن میکند. شاید جذابتر شود اگر ادامهاش را از نگاه معشوق بنویسی: او چه حسی به آرزویی دارد که تا مرگ همراه کسی است؟