طنز بیعرضگی و شوخی با ناتوانی در زندگی:
آیا میدانستید در آزمایشهای کلاسیک سلیگمن، سگهایی که شوک الکتریکی غیرقابل کنترل دریافت میکردند، حتی وقتی راه فرار باز بود هم تلاش نمیکردند؟ این «درماندگی آموختهشده» در انسان هم رخ میدهد: وقتی کسی بارها شکست میخورد، باور میکند که «عرضه نداره» و دست از تلاش برمیدارد. اما مغز قابل تغییر است! دقیقاً همان جایی که جملهات با طنز به آن اشاره دارد – چرا بعضیها از پس «کشیدن گلیم» برنمیآیند؟ آیا واقعاً بیعرضگی ذاتی است یا محصول شرایط؟
راهکار:
این جمله طنز به نقد افرادی میپردازد که از پذیرش مسئولیت زندگی فرار میکنند. جالب است که در روانشناسی به این حالت «درماندگی آموختهشده» میگویند؛ جایی که فرد پس از شکستهای مکرر باور میکند که هیچ تلاشی نتیجه ندارد. سوال اینجاست: آیا واقعاً کسی که «عرضه نداره» محکوم به شکست است یا فقط نیاز به یک تغییر نگرش کوچک دارد؟