چرا گاهی آرزو میکنیم ابر باشیم؟ ریشههای روانشناختی یک احساس:
ابرها در حقیقت قطعاتِ بخار آبی هستند که مدام در چرخهای جبری از تبخیر و بارش اند و آزادی ندارند. حتی یک ابر هم از انتخابِ «چهطور باریدن» عاجز است. شاید «انسان بودن» تنها حالتی باشد که میتوانی از این چرخه رها شوی و معنا بسازی. سوالی برای تاویک: اگر ابر بودی، کجای آسمان را انتخاب میکردی؟
راهکار:
اگر ناامیدی از «انسان بودن» ریشه در فشار مسئولیتها دارد، شاید «ابر بودن» هم یعنی بارش بیاختیار و ناپایداریِ بیپایان. شاید بهتر باشد بهجای آرزوی تبدیل، به «کمکردنِ انتظارات از خودت» فکر کنی.