بیعدالتی دنیا؛ چرا با آدمهای خوب بدرفتاری میشود؟:
فرضیه «دنیای عادلانه» (ملوین لرنر، ۱۹۶۵): ذهن برای کاهش اضطراب بیعدالتی، خودبهخود باور میسازد که خوبها پاداش و بدها مجازات میگیرند. وقتی واقعیت خلافش را نشان میدهد، ناخودآگاه قربانی را سرزنش میکنیم تا باورمان نشکند. همین سوگیری، جمله «دنیا با خوبها بدرفتار است» را تقویت میکند. آیا دیدهاید آدمها برای حفظ امنیت روانی، تقصیر را گردن قربانی بیندازند؟
راهکار:
این متن دنیا را مثل موجودی حسابدار میبیند که خوب و بد را پاداش و مجازات میکند؛ اما رفتار آدمها بیشتر بازتاب مرزها، ترس و قدرت است، نه حکم کائنات. خوبِ بیمرز، بدرفتاری را دعوت میکند و بدِ پرسروصدا هم همیشه خوشرفتار نیست؛ فقط دیدهشدنش بیشتر است.