بیاعتمادی اجتماعی؛ حتی به آب هم نمیتوان اعتماد کرد:
آلودگی آب اغلب بیرنگ، بیبو و بیطعم است؛ مغز انسان کمآبی را حس میکند، اما آلودگی را نه. به همین دلیل بسیاری از بحرانهای تاریخی آب پس از شیوع بیماری کشف شدند، نه پیش از آن. در روانشناسی هم «اعتماد پایه» مثل آب است: تا وقتی آلوده نشده، دیده نمیشود؛ وقتی بریزد، به همه سیستمها نشت میکند.
راهکار:
اعتماد به آب، استعارهای از اعتماد به بدیهیات است. وقتی بدیهیات میلرزند، ذهن به همه چیز بدبین میشود؛ اما آب همیشه نیاز به پایش دارد، مثل هر رابطهای. مرز احتیاط و بدبینی این است که آب را آزمایش کنیم، نه اینکه از نوشیدن دست بکشیم.