از دست دادن آدمها؛ فرصتی برای پسگرفتن تکههای خودت:
مغز بعد از پایان یک رابطهٔ مهم، دقیقاً مثل ترک اعتیاد واکنش نشان میدهد؛ مدارهای دوپامین و اکسیتوسین درست مانند محرومیت از مواد مخدر فعال میشوند. پژوهشهای «خاموشسازی خود» هم نشان میدهند کسانی که برای حفظ رابطه بخشهایی از هویتشان را دفن میکنند، بعد از جدایی نهتنها سوگ، بلکه نوعی سردرگمی در مرزهای «من» را تجربه میکنند؛ مغز دیگر نمیداند کدام خاطره واقعاً متعلق به تو بوده و کدام را برای دیگری ساختهای. شاید آن تکههای دفنشده، بعداً به شکل خشم یا اضطراب سر و کلهشان پیدا کند.
راهکار:
این نگاه را میتوان معکوس کرد: هر از دست دادن، آیینهای است برای دیدن بهایی که بیصدا پرداختهای؛ شاید رها کردن، آغازِ پسگرفتن همان تکههای دفنشده باشد.