=روزی روزگاری یک جرم=
روزی روزگاری دختری بود که
مادر بزرگش برایش یک شنل قرمز برای او دوخت و اینکه بش خیلی میومد و اون دختر کوچیک بود و چونکه بهش خیلی میومد بهش میگفتن شنل قرمزی و تا سالیان سال او را میپوشید روزی شنل غرمزی تسمیم گرفت که بشهر برود او از جنگل ها رد شد و بین خار ها گیر کرد
و اینکه شنل قرمزی یک کاراگاه بود و میتوانست واقعیت را ببیند از خار ها رد شد تا رسید به یک رود خانه رسید و در انجا یک جادوگر دید ️
روزی روزگاری دختری بود که
مادر بزرگش برایش یک شنل قرمز برای او دوخت و اینکه بش خیلی میومد و اون دختر کوچیک بود و چونکه بهش خیلی میومد بهش میگفتن شنل قرمزی و تا سالیان سال او را میپوشید روزی شنل غرمزی تسمیم گرفت که بشهر برود او از جنگل ها رد شد و بین خار ها گیر کرد
و اینکه شنل قرمزی یک کاراگاه بود و میتوانست واقعیت را ببیند از خار ها رد شد تا رسید به یک رود خانه رسید و در انجا یک جادوگر دید ️
-
فانتزی و تخیلی طنز بازنویسی داستان کلاسیک داستان فانتزی کوتاه شنل قرمزی کاراگاه ترکیب ژانر آیا میدانستید نسخههای اولیه شنل قرمزی (مثل داستا...