چارهای جز پیروزی؟ نگاهی به تاریخ و بازندهها:
سوگیری بقا میگوید ما فقط موفقها را میبینیم چون شکستخوردهها در گمنامی میمیرند. اما تاریخ پر از نمونههایی است که شکست در لحظه، مقدمهی پیروزی نهایی بوده. مثلاً ادیسون هزاران بار شکست خورد تا لامپ را بسازد. آیا واقعاً تاریخ از آن شکستها حرف نمیزند؟ یا شاید پیروزی واقعی در درس گرفتن از شکست است؟
راهکار:
این جمله یک سوگیری شناختی به نام «سوگیری بقا» را نشان میدهد. تاریخ نه تنها از بازندهها حرف میزند، بلکه بسیاری از شخصیتهای تأثیرگذار دقیقاً به خاطر شکستهایشان به یاد آورده میشوند (مثلاً ناپلئون یا هیتلر). پیروزی همیشه نهایی نیست.