برگشتن چنل و برنگشتن آدمها؛ نظر شما چیست؟:
در روانشناسی به این «اثر نامتقارن اعتماد» میگویند: یک بار بیاحترامی یا خیانت، سیمکشی دوپامین و اکسیتوسین رابطه را میشکند و بازگشت به حالت قبل از نظر عصبی تقریباً غیرممکن است. جالبتر اینکه مغز انسان اشتباههای دیگران را چند برابر راحتتر از کارهای خوبشان به خاطر میسپارد؛ پس آدمهایی که «رفتند» شاید واقعاً از نظر ادراکی نتوانند برگردند. آیا بازگشت فیزیکی بدون ترمیم ادراک، ارزش واقعی دارد؟
راهکار:
به جای قضاوت، این سوال را بپرس که چرا بعضی آدمها بعد از جدایی برنمیگردند؛ معمولاً ترس از تکرار همان تجربه است، نه کمبود شعور.