چرا نباید به رابطه سمی برگشت؛ درسِ خانهای که آتش گرفته:
خطای «هزینه هدررفته» توضیح میدهد چرا آدمها به موقعیتهای در حال سوختن برمیگردند: مغز بهجای ارزیابی آینده، روی سرمایهگذاری گذشته قفل میکند و سرما را تهدیدی بزرگتر از آتش میبیند. پژوهشهای عصبشناسی نشان میدهد عدمقطعیت، آمیگدال را شدیدتر از دردِ آشنا فعال میکند؛ برای همین رنجِ قابلپیشبینیِ بیرون، وحشتناکتر از نابودی قطعیِ داخل به نظر میرسد. عین اثر «قورباغه در آب جوش» است: گرما تدریجی، آدم را با آتش آشتی میدهد.
راهکار:
سرما موقتی است؛ آتش قطعی. مغز برای فرار از رنجِ پیشبینیپذیرِ بیرون، حاضر است به رنجِ بزرگترِ قطعی برگردد. این جمله را میتوان اینطور بازخوانی کرد: «سرما پایان مسیر نیست، بهای عبور از خاکستر است.»