پیدا کردن خود و بازگشت به وجود فراموششده:
سلولهای مکان در هیپوکامپ، که جان اوکیف کشف کرد، خاطره را به مکان گره میزنند. وقتی ناگهان به جایی برمیگردی، همان نورونها دوباره شلیک میکنند و «خودِ فراموششده» را از حافظهٔ اپیزودیک بیرون میکشند. این یک بازیابی عصبشناختی است، نه فقط شاعرانگی. آیا مکانها هویت ما را بازنویسی میکنند؟
راهکار:
این متن از جنس «حافظهٔ مکانمند» است: خودِ فراموششده نابود نشده بود، فقط از میدان توجه بیرون افتاده بود. مکان، بو یا آهنگ مثل کلید هیپوکامپ عمل میکند و نسخهٔ قدیمی را به صحنه برمیگرداند.