شعر نگاه؛ بازی کلامی عاشقانه با نگاه کردن:
تماس چشمی پایدار فقط ۳ تا ۵ ثانیه طول میکشد تا مغز آن را از کنجکاوی به تهدید یا صمیمیت رمزگشایی کند. پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهد نگاه متقابل، فعالیت آینهای مغز را در قشر گیجگاهی فوقانی همزمان میکند و ترشح اکسیتوسین را تا ۲۰ درصد بالا میبرد؛ به همین دلیل خیرهشدن طولانی یا معاشقه است یا جنگ قدرت. در ادبیات فارسی، «نگاه» برخلاف کلام، قرارداد اجتماعی ندارد و بیواسطهترین کانال نشت نیت است. اگر نگاه اینقدر بیواسطه است، چرا شاعر آن را با فعل ساختگی «بنگاهم» بازی میدهد؟
راهکار:
این شعر در واقع چرخهی «معاملهی نگاه» را روایت میکند: نگاه اول سرمایه است، بیاعتنایی بعدی بهرهکشی، و اصرار نهایی تورم انتظار. از منظر نظریه بازی، هر دو طرف در یک بازی جوجه هستند: هرکس زودتر نگاهش را بدزدد میبازد، اما اینجا هر دو میخواهند با نگاهکردنِ بیشتر برنده شوند.