آیا واقعاً همه چیز از جمله عشق یک بازی است؟:
تحقیقات عصبشناسی نشون داده که در عشق، همان نواحی دوپامین و اکسیتوسین فعال میشن که در قمار و بازیهای ویدیویی هم فعالند. یعنی مغز عشق رو مثل یک پاداش غیرقابلپیشبینی رمزگذاری میکنه. حتی نظریه «بازیهای تکاملی» میگه عشق یه تاکتیک بقاست نه یه حس ناب. پس شاید راست میگی: همهچیز بازیست، حتی عشق. اما یادت باشه تو بهترین بازیکن این زمینی.
راهکار:
این جمله رو میتونه یادآور نظریه «هومو لودنس» (انسان بازیگر) یوهان هویزینگا باشه: فرهنگ از دل بازی زاده میشه. شاید عشق هم قوانین خاص خودش رو داره؛ مثل یک بازی استراتژیک که درک نکردن قوانینش باعث شکست میشه. نظرت چیه؟ آیا قوانین عشق رو میشه نوشت؟