مثل بارون وسط تابستون؛ یک تشبیه عاشقانه خاص:
در علوم اعصاب، «کمیابی» خودش یک سیگنال پاداش است: وقتی چیزی نایاب باشد، مغز دوپامین بیشتری نسبت به ارزش واقعی آن آزاد میکند. بارانِ وسط تابستان دقیقاً به همین دلیل در حافظه میماند—نه چون آب است، چون استثناست. در ادبیات عرفانی هم باران نماد رحمت و زندگی است؛ پس این تشبیه در ناخودآگاه جمعی ما حسِ نجاتبخش بودن را فعال میکند. سؤال این است: آیا او برای تو «انتخاب» است یا فقط یک «اتفاق» خوشایند؟
راهکار:
باران وسط تابستان فقط «جذاب» نیست؛ «نجاتبخش» است. شاید این جمله درباره جذابیت نیست، درباره این است که حضورش در زندگیات یک استثناست، مثل رهایی از گرما.