زخمهای نبردهای اجتنابشده: بار تصمیمهای نگرفته:
نظریه «ناهماهنگی شناختی» فستینگر میگوید: وقتی از نبردی فرار میکنیم، مغز برای توجیه این اجتناب، داستانی میسازد که قهرمانی ما را نجات داده – اما بدن همچنان زخم آن تصمیم را در سطح کورتیزول ثبت میکند. جالب اینجاست که پژوهشها نشان میدهد اجتناب مزمن، حافظهٔ فضایی را مختل میکند. آیا همیشه باید با ترسها روبرو شد؟
راهکار:
این جمله یادآور «اثر زیگارنیک» است: مغز ما کارهای ناتمام را بهتر به خاطر میسپارد. بهجای سرزنش خود، میتوانی یک «نبرد نمادین» بنویسی: سه بار تصمیمی که ازش فرار کردی را روی کاغذ بیاور و عواقب اجتناب را در یک پاراگراف تحلیل کن. این کار بار روانی را سبک میکند.