بار کج به مقصد رسید: نگاهی به بیعدالتی در ضربالمثلها:
آیا میدانستید «سندرم دنیای عادلانه» باعث میشود مغز ما ناآگاهانه فکر کند قربانیان لایق سرنوشتشان هستند؟ این سوگیری شناختی در دهه ۱۹۶۰ توسط ملوین لرنر کشف شد و توضیح میدهد چرا بسیاری از مردم بهجای محکوم کردن ظلم، بیگناه را مقصر میدانند. در تاریخ هم نمونههای متعدد است: ژاندارک سوزانده شد، اما حاکمانی که او را محکوم کردند بعدها تبرئه شدند. آیا این ضربالمثل ایرانی همان سوگیری را در قالب طنز تلخ به تصویر نمیکشد؟
راهکار:
این ضربالمثل تلخ را میتوان به پدیدهٔ «ناهماهنگی شناختی» ربط داد: ذهن ما برای توجیه بیعدالتیها، گاهی مقصر را بیگناه و ظالم را موفق میپندارد. برای درک عمیقتر، پیشنهاد میکنم کتاب «انسان در جستجوی معنا» از ویکتور فرانکل را بخوانید که نشان میدهد حتی در ناعادلانهترین شرایط چگونه معنا میسازیم.