چرا باور کردن از حرف زدن مهمتر است؟:
آیا میدانستید در روانشناسی به این پدیده «ناباوری اپیستمیک» میگویند؟ تحقیقات نشان داده که مغز انسان برای بقا، به طور ناخودآگاه اطلاعات جدید را در برابر تجربیات پیشین میسنجد و اگر با آنها همخوان نباشد، حتی با وجود شواهد قوی، آنها را رد میکند. یعنی «باور نکردن» گاهی مکانیزم دفاعی است، نه نقص در کلام. سوال اینجاست: آیا میتوانیم با افزایش «شایستگی ارتباطی» خود، این شکاف را کمتر کنیم؟
راهکار:
این جمله تلخیِ باورنشدن را به تصویر میکشد. شاید بتوان از زاویهای دیگر نگاه کرد: گاهی آدمها به دلیل ترس از آسیب، حاضر نیستند به حرفهای دیگران اعتماد کنند، نه اینکه حرف کم باشد. پس شاید مسئله مهارت در انتقال درست احساسات و ایجاد فضای امن برای شنیده شدن باشد.