وقتی زبان از توصیف باز میماند:
آیا میدانستی مغز انسان در لحظات فشار عاطفی شدید، ناحیهی «بروکا» (مرکز تولید گفتار) را موقتاً مهار میکند؟ این پدیده که «الکسیتایمیا» نام دارد، باعث میشود فرد نتواند احساساتش را کلمهسازی کند. جالبتر اینکه زبان قادر به ترجمهی کامل تجربههای حسی-هیجانی به واژه نیست – مثل تلاش برای توضیح طعم شکلات به کسی که هیچوقت آن را نخورده. سکوت گاهی تنها نقشهی دقیقتری از آن چه درونمان میگذرد است. سوال تاو: آیا تا به حال شده سکوت یک نفر دقیقاً همان حرفی را بزند که هزار کلمه نمیتوانستند؟
راهکار:
این جمله مرز جایی است که زبان به بنبست میرسد. شاید بهترین راه این باشد که احساس را در قالب یک هنر دیگر (نقاشی، موسیقی یا حرکت) بیرون بریزی تا کلمات را دور بزنی.