ریشهدار باش، شاخ و برگ مهم نیست:
در روانشناسی، «نظریه خودمختاری» نشان میدهد وقتی نیازهای اساسی روانیِ شایستگی، استقلال و ارتباطمان برآورده شود (ریشهها)، برای تایید بیرونی (شاخ و برگ) ارزش کمتری قائل میشویم. این حالت به «انگیزش درونی» و رضایت پایدار منجر میشود. آیا این بیاعتنایی به ظواهر، میتواند ما را از رشد بازدارد؟
راهکار:
میتوان این ایده را با پرسیدن این سوال گسترش داد: «اگر ریشهدار بودن شرط بیاعتنایی به شاخ و برگ است، پس شاخ و برگهای یک درخت ریشهدار دقیقاً چه نقش و عملکردی دارند؟» این پرسش، نگاه تکبعدی به قدرت درونی را به چالش میکشد.