جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

باغ سکوت

1 پست
متن های باغ سکوت / بهترین متن باغ سکوت [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
یه چیزی مرد اون روز تووم
با فرضم از جامعه دشمن شدم
نه میتونم جلوی دهنمو بگیرم
نه میتونم راجع بش صحبت کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که سرمای تنهایی تنمو سوزوند
اونوقت بود که دیدم نه میتونم ازش بترسم
نه میتونم جرات کنم
یه چیزی مرد اون روز تووم
که کردم از ساقه سقوط
گندیدم توی باغ سکوت
گوشتمو خورد تا ته
حتی هسته هامو ربود️
1.4
غمگین شعر مرگ درونی انزوای اجتماعی احساس سقوط باغ سکوت
مغز انسان طردشدگی اجتماعی را دقیقاً مانند درد فیزی...

مرگ درون و باغ سکوت؛ شعر انزوای اجتماعی:

مغز انسان طردشدگی اجتماعی را دقیقاً مانند درد فیزیکی پردازش می‌کند. وقتی احساس می‌کنید چیزی درونتان «مرده»، احتمالاً در حال تجربهٔ بی‌حسی هیجانی هستید که در آن قشر پیش‌پیشانی کم‌فعالیت می‌شود. این خاموشی گاهی راهی برای بقاست، اما در بلندمدت هسته‌های هویتی را تحلیل می‌برد. آیا سکوت باغ درونتان را خورده یا باغبانش شده‌اید؟

راهکار:

شاید آن «چیز» که مرد، پوسته‌ای کهنه بود که دیگر به کارتان نمی‌آمد. در باغ سکوت، گندیدن پایان راه نیست؛ در طبیعت، تجزیهٔ کامل خاک را برای رشدی دوباره غنی می‌کند. حتی اگر هسته‌هایتان ربوده شدند، شاید ریشه‌های تازه‌ای در راه‌اند.

مشابه ها