بعدا برمیگردم؛ توهم انتظار بعد از جدایی:
در روانشناسی به این وضعیت «سوگِ مبهم» میگویند: همان حالتی که پل باس تعریف کرده، وقتی کسی از نظر فیزیکی غایب اما از نظر روانی حاضر است. مغز در انتظارِ بیپایان، دقیقاً مثل سوگ واقعی دوپامین و سروتونین را نابود میسازد، با این تفاوت که نه مرگی هست که سوگ را تمام کند و نه حضوری که امید را دوباره فعال کند. «بعدا» یک قید زمان نیست؛ یک قلابِ روانی است که دیگری را در حالت تعلیق نگه میدارد. بعدا فقط وقتی نمیآید که تو از جدی گرفتنش دست بکشی.
راهکار:
«بعدا» بهجای وعدهی بازگشت، یک خداحافظیِ مؤدبانه است؛ همانطور که در فرهنگ تعارف، «زحمت نکشید» گاهی یعنی نه. رهایی در این است که این جمله را تمامشده بخوانیم، نه در انتظارِ زمانی مبهم.