با دنیا عوضت نمیکنم؛ دورت بگردم:
طبق اقتصاد رفتاری، ما معمولاً چیزهای خود را بیش از حد ارزشگذاری میکنیم (اثر مالکیت). اما در عشق، این سوگیری برعکس عمل میکند: عاشق تمام هستی را در برابر یک فرد بینظیر، غیرقابلمبادله میبیند. نورولوژی نشان داده که مغز عاشق، رد کردن سود کلان را مانند درد فیزیکی پردازش نمیکند – اولویتهایش بازنویسی میشود. در واقع، عشق ماشینحساب سود و زیان ذهن را از کار میاندازد. شما برای چه کسی کل دنیا را کنار میگذارید؟
راهکار:
این جمله در اقتصاد رفتاری برعکس «اثر مالکیت» عمل میکند: ما نه تنها یک انسان را داراییای ارزشمندتر از تمام گزینههای دنیا میبینیم، بلکه ناحیهٔ محاسبهٔ سود و زیان مغز را از کار میاندازیم. شاید به همین دلیل است که حاضر نیستیم معاملهاش کنیم. دفعهٔ بعد میتوانی بنویسی که این «غیرقابلجایگزینی» چه طعمی دارد – صرفاً یک جمله نیست، یک بیانیهٔ اقتصادی-هیجانی است.