نقد بیتفاوتی سیاسی؛ چرا «سیاسی نیستم» یعنی کوری؟:
پژوهشهای روانشناسی سیاسی نشان میدهد بیتفاوتی سیاسی معمولاً ناشی از «درماندگی آموختهشده» است، نه بیاطلاعی. آزمایشهای سلیگمن نشان داد موجوداتی که شوک غیرقابل اجتناب دریافت میکردند، حتی با باز بودن راه فرار فقط بیحرکت میماندند. در انسانها، تکرار شکست یا احساس بیاثر بودن، فعالیت آمیگدال را در مواجهه با اخبار سیاسی کاهش میدهد و نوعی کوری انتخابی میسازد؛ انگار مغز برای محافظت از خود، واقعیت را فیلتر میکند. رم باستان هم دقیقاً وقتی از درون فروپاشید که شهروندان سیاست را به گروهی کوچک سپردند و خودشان تنها نان و سیرک خواستند. حالا کدامیک اول است: نابینایی یا نخواستن دیدن؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهٔ «مسئولیت اجتماعی» هم دید: سیاست فقط انتخابات نیست؛ قیمتها، حقوق، آموزش، فیلترینگ و حتی معماری شهر تصمیمهایی سیاسیاند. اگر «سیاسی نیستم» یعنی فاصلهگرفتن از جناحبندی، میتوان آن را به «کنشگری مسئلهمحور» تبدیل کرد؛ مثلاً بهجای بگو-مگوی جناحی، روی شفافیت، محیط زیست یا حقوق کاربران متمرکز شو و بهجای تماشای منفعل، یک مطالبهٔ مشخص را دنبال کن.